سلام
من قبل عید پیش شما اومدم و در پنچ جلسه تا حدودی بهتر شدم و اضطراب و افکار منفی تا بطور معجزه اسا کنترل شدن ایا لازم هست من دوباره از تکنیک استفاده کنم تا به طور کل خنثی کنم این مشکل وسواس فکری رو؟
من شرایط اومدن به مطب رو ندارم متاسفانه
سلام
خوشحالم که وسواس شما بهبود پیدا کرده است. شما میتوانید تکنیک ها را در منزل تکرار نمایید تا وسواس های فکری تان کاهش و از بین برود . درصورتی که تمایل به راهنمایی ، مشاوره و انجام تکنیک ها زیر نظز بنده ، از راه دور را نیز داشتید ، میتوانید از طریق مشاوره تلفنی با بنده اقدام کنید . برای اطلاعات بیشتر با پذیرش تماس حاصل نمایید .
سلام
بله ، اگر مراجع همکاری نماید و تکنیک های درمان وسواس گته شده را اجرا کند ، وسواس هایش یه مرور زمان کاهش یافته و سپس با از بین رفتن آن فرد وسواسی درمان می گردد .
سلام
بله ، وسواس های فکری جنسی میتواند بسته به نوع فکر هم باعث افزایش بیش از حد میل جنسی شود و یا میتواند میل جنسی را از بین ببرد . در واقع هر رو شرایط امکان پذیر است.
سلام
تکنیک های درمان وسواس اگر زیر نظر درمانگر انجام گردد با کیفیت بهتری انجام می شود ، به همین دلیل است که تاکید می شود که بهتر است مراجع چند جلسه اول را بصورت حضوری آمده و نحوه انجام تکنیک را بدرستی آموزش ببینند . سپس فرد آموزش دیده در منزل در زمان تشدید وسواس فکری با استفاده از تکنیک های آموزش داده شده ی درمان وسواس، به مقابله و از بین بردن وسواس می پردازد.
با درود آقای دکتر.من پسر ۲۴ ساله هستم.چند سالی هست فکر میکنم دچار افسردگی شدم.حافظه ام ضعیف شد.حواسم پرت هست.تمرکز درست ندارم.احساس سنگینی و خستگی میکنم.از هر چیزی خوشحال نمیشم و فکر میکنم تنها سفر و رفتن از این کشور حالم رو بهتر میکنه.احساس میکنم زندانی هستم.هیچ شوق و انرژی ای برای روند تحصیلم در دانشگاه و درس ندارم.هتا هیچ احساس پریشانی ای که الان باید برای امتحانات پایان ترم داشته باشم ندارم.اصلا نمیتونم به درس فکر کنم و به شدت برای من خسته کننده شد.اگر اطرافیانم از من کاری بخوان نمیتونم انجام بدم مثلا دل و دماغ ندارم یک لیوان آب برای پدرم بیارم.از لحاظ وضعیت زندگی هم چالش هایی رو پشت سر گذاشتیم و شرایط سختی بود و در آن شرایط هم برای تسکین حالم به دوست دخترم تکیه کرده بودم که خیلی دوستش داشتم و هتا آن رابطه هم شکست خوردم و این اتفاق طی مدتی حالم رو برای بدتر شدن کمک کرد که تا به امروز شوقی برای زندگی کردن ندارم…خانواده هم درکی از حال من ندارند و زخم زبان های بسیار میخورم.گاهی میخواهم فرار کنم یا به این زندگی پایان بدم.سپاسگزارم از مهر شما
سلام
فرار و یا خودکشی نمیتواند راه کار این مشکلات باشد . هر یک از ما ، دارای مشکلات فراوانی در زندگی هستیم و همین مشکلات باعث استقامت ما در سایر مشکلات زندگی می شود و قدرت تحلیل و حل مشکلات آینده مان را خواهد داد . تفاوت کربن ( مغز مداد ) با الماس در چیست ؟ هر دو آنها کربن هستند ولی یکی مانند الماس تحت فشار و حرارت عمل آوری شده در نتیجه درخشان و گرانبهاست ولی دیگری در شرایط محیطی عمل آوری می شود و ارزان قسمت است . شما سعی کن تا الماس شوی . پیشنهاد بنده این است که از یک روانشناس بالینی برای مشاوره و حل مشکلات خود مشاوره بگیرید.
سلام دوباره
شما متوانید از روانشناسان بالینی شهرتان کمک بگیرید ، در صورتی که تمایل به مشاوره حضوری و یا تلفنی با بنده را دارید، میتوانید از طریق پذیرش اقدام به رزرو وقت مشاوره نمایید .
سلام اقای دکتر من قبلا ی مدت دچار ی سری وسواس های فکری شدم و خوب شدم و دوسال بود ک اون وسواس ها یادم میومد اصلا خندم میگیرف ک اون فکرای مسخره چی بود ،خداروشکر ک خوب شدم! اما الان دوباره اون افکار اومدن سراغم و کل زندگیم رو مختل کرده … نوبت گرفتم ک بیام پیشتون اما ی فکریم ک داره خیلی اذیتم میکنه اینه ک فک میکنم اصلا خوب نشم، و تا اخر عمر اینجوری بمونم .. چون من مادرمممم وسواس اجباری دارن ، نمیدونم چیکار کنم از بس افسرده ام ک حوصله ی هیچ کاریو ندارم و همه چیمو دارم از دست میدم
سلام
شما دو سال پیش وسواستان از یین نرفته بود و در شما وجود داشت ( اصطلاحا وسواس در شما خاموش بوده و از بین نرفته بود ) ، وسواس در شما ارثی بوده چراکه مادر شما نیز وسواس دارد و نشان می دهد که شما و سایر افراد خانوادتان مستعد داشتن وسواس را دارید . نگران نباشید ، با عزم شما و انجام تکنیک های خاص درمان وسواس بنده میتوانید وسواس زا ریشه کن کنید .
سلام آقای دکتربنده دوسال پیش وسواس داشتم وخوب شدم قرصام روکنارگزاشتم حالابخاطرمشکل حادی که برام پیش اومدخییلی گریه کردم ودوباره…اومدسراغم وقرصام روچندماهه شروع کردم ولی دوستداذم خوب شم..اینجوری زندگی سخت شده برام.
سلام زهرای عزیز
اول اینکه از مصرف خودسرانه داروهای روانپزشکی جدا اجتناب کنید. این داروها با توجه به مجموعه ای از شرایط روحی روانی خلقی و جسمانی شما زیر نظر یک روانپزشک تجویز میشه و مصرف خودراسه آنها میتونه در خلق و خو یا اعصاب و روان شما تاثیر منفی بگذارد
مورد بعدی این هست که دارو درمانی برای وسواس یک درمات قطعی نمی باشد بلکه به عنوان مکمل در کنار روان درمانی استفاده میشه چرا که تاثیر دارو درمانی صرفا به دوره مصرف دارو بر میگرده و در بلند مدت کارایی نداره
برای درمان قطعی وسواس لازم هست جلسات روان درمانی را زیر نظر یک روانشناس بالینی (نه روانپزشک) دنبال کنید
سلام اقای دکتر، من دختری ۲۲ ساله هستم. پر انرژی و شاد. سه سال پیش علائمی از وسواس فکری در خودم دیدم که باعث شد تمرکزم روی تحصیل خیلی کم بشه و توی جزئیات زندگی غرق شدم. قبلا یسری مشکلات داشتم، از عدم تقارن خیلی اذیت میشدم و توی مترو از حرکت و هر چیز نامتقارن سردرد و چشم درد میشدم، توی خونه هم چندبار پیش اومد که هر چیز نامتقارنی روبه روم بود اصلا نمتونستم کار کنم و به اجسام نگا کنم، میرفتم تو یه اتاق تاریک و چشمام رو میبستم.اما با تمرین های ذهنی حالم خیای خوب شد و این علائم رو چندین ماهه که اصلا ندارم،پیش یک روانپزشک هم رفتم و قرصی داد که متاسفانه اسمش یادم نیس اما گفتن تا ۹ ماه باید بخوری که اثر کنه و من بعد یک ماه ول کردم. اما تمرین هام کمک کننده بود. با این وجود مسلما این مشکل قطع کامل نشده و اضطراب های پنهانی درون خودم میبینم که تازگی بهشون پی بردم. مثل اضطراب برای کمبود فرصت و اینکه اونقد اهداف و ارزوهای زیادی دارم و میخام به همشون برسم که از شاخه های مختلف به هم میپرم، یسری افکار تکرارشونده هم همچنان دارم که البته منفی و خطرناک نیستن، مثلا مکالمه ای رو با خودم تکرار میکنم، یا مکالمه ای که اصلا نبوده رو با طرف مقابلم میسازم و حرف میزنم. یک مشکل دیگه هم که دارم اینه که همش فک میکنم یک چشمی از بیرون من رو میبینه حتی توی اتاق خالی باشم استرس دارم که شاید دوربین داره یا یکی منو به نحوی میبینه و من راحت نیستم. خودم رو از نگاه های بیرونی مورد قضاوت قرار میدم در حالی که ممکنه اصلا اونا فکری نکنن. این ها اصلی ترین مشکلات منه. به تمرین های ذهنی خیلی معتقدم اما دارو رو هم بی اثر نمیدونم، مطمئنم میتونم این مشکل رو ریشه کن کنم، نظر شما چیه اقای دکتر؟
سلام
دارو درمانی تنها می تواند روند درمان را سریع تر انجام دهد و دارو درمانی نمیتواند به تنهایی مشکل وسواس را از بین ببرد . بلکه نیاز است که با انجام تکنیک ها زیر نظر روانشناس بالینی متخصص در اختلالات اضطرابی و وسواس نسبت به درمان اقدام گردد.تمرینات شما خوب است ولی کافی نیست و چون شما شناخت کافی نسبت به مشکلات تان را ندارید نمیتوانید بصورت کامل وسواس را شکست دهید و این وسواس دوباره به سراغ شما خواهد آمد.طبق گفته هایتان شما کلکسیونی از انواع وسواس فکری را دارید و نیاز به مراجعه حضوری دارید تا بتوانیم با یک مشاوره بالینی مشکلات و وسواس های شما را ریشه یابی کرده و یک پروتکل درمانی را برایتان تهیه کنیم و با انجام مرحله به مرحله تکنیک ها بصورت ریشه ای درمان شوید.
سلام اقای دکتر اسماعیلی ازتون تشکر میکنم که اینقدر با صبوری به همه ما جواب میدی
جناب اقای دکتر من ۳۳ دارم و متاهل هستم و این وسواس فکری با اینکه متوجه شدم فقط وفقط اضطراب و افکار مزاحم اتوماتیک وار هستن و الان قرص اسنترا مصرف میکنم بازم اذیتم میکنه دکتر جریان از اینجا شروع میشه که من ۱۸ سال داشتم پیش برادرم بیمارستان عملش میکردن همراهش بود شب بعد از عمل پیش دادشم داشتم نمیدونم میوه میخوره یه کارمیخوری دستم بود که ی دفعه گفتم این چاقو رو نکنم تو شکشم برادرم همون لحظه کاردو پرت کردم و از ترس رفتم خوابیدم بعدش من اصلا همون لحظه بود فرداش که بیدار شدم کلا یادم رفته بود تا اینکه بعد از یه بار سه بار دیگه این افکار تو ذهنم میومد که نکنه من برم چاقو بردارم و به نزدیکام اسیبی برسون ولی ی لحظه بود و میرفت و ولی الان درست از مهر نود شش من ی دفعهه این افکار امد تو ذهنم که نکن من به شورم که خیلی دوستش هم دارم اسیبی برسون همش سعی میکردم که بهش بها ندم خودش بره ولی اینقدر این افکار زیاد شد که منو اضطراب وحشتناک میگرفت میگفتم الان دیوان میشم و یا کنترول خودمو از دست میدم و به نزدیکام با چاقو اسیبی میرسون خلاصه اول فقط چاقوهای بزرگ رو ورداشتم بدش همه چاقو ها رو برداشتم بازم فکرهای بد دیگه تا اینکه رفتم دکتر روانپزشک و بهم گفتش وسواس فکری داری حالا من اسنترا مصرف میکنم خیلی اضطرابم کاست شده ولی میخواهم ریشه ای خوب بشم میتوانم تلفنی باهاتون صحبتون و اینکه چرا اون موقعها که این افکار امد تو ذهنم میرفت ولی الان خودشو نشون داده دکتر هپنوتیز درمانی برای من خوبه ازتون ممنونم خواهشن زود جوابم رو بدید
سلام و تشکر از لطف شما
همانطور که خودتان اشاره داشتید شما وسواس فکری دارید و وسواس شما درمان نمی شود و تا زمانی که بصورت ریشه ای درمان نشود در زمان های مختلف یه ذهن شما خواهد آمد . اسنترا یکی از داروهایی می باشد که روانپزشکان برای کنترل وسواس تجویز می کنند . توجه داشته باشید که دارو درمانی راهکار درمان وسواس نبوده و تنها نقش تسکین دهنده و کمک کننده را در درمان وسواس دارد و نیاز است تا برای درمان ریشه ای و از بین بردن کامل وسواس از یک روانشناس بالینی و تکنیک های خاص درمان وسواس استفاده نمود.در رابطه با سوال دیگرتان ، هیپنوتیزم درمانی راه درمانی درستی برای درمان وسواس نیست و بنده از این روش استفاده نمیکنم. اگر مسیر شما دور باشد و نمیتوانید حتی یک جلسه بصورت حضوری نزد بنده مراجعه داشته باشد ، از طریق پذیزش نسبت به رزرو وقت مشاوره تلفنی با بنده اقدام نمایید .
سلام اقای دکتر من ۲۰ سالمه و دچار وسواس فکری هستم
داستان از ۴ سال پیش شروع شد ک من بدون هیچ دلیلی افسردگی گرفتم و هیچ انگیزه و امیدی برای زندگی نداشتم و اون زمان من با یه دختر خانومی دوست بودم و خیلی بهشون علاقمند بودم ولی همش ی چیزی تو ذهنم میومد ک تو ب این علاقه نداری و باید ولش کنی و یا چشممم اتفاقی ب ی دختری تو خیابون میوفتاد احساس گناه میکردم ک میگفتم دیدی دوسش نداری تو ب ی نفر دگ نگاه کردی ،، دوسال از این موضوع گذشت و من خود ب خود خوب شدم و از اون دخترخانوم بنا ب دلایلی جدا شدم و تا الان ک دوسال از اون موضوع میگذره هیچ وسواسی نداشتم تا یکی دوماه پیش ک دوباره افسردگی شدید گرفتم و هیچ حسی به هیچی ندارم و دوباره وسواس فکری گرفتم ک ایا من کودک ازاری نکنم و یا نکنه من حیوان ازاری کنم و فکرای بده جنسی در مورد مادرم میاد تو ذهنم ک داره دیوونم میکنه وقتی این افکار میاد تو ذهنم انقدر اضطراب میگیرم ک حالم بد میشه… بنظر شما باید چیکار کنم؟.. و اینم بگم که بنده مادرم وسواس تمیزی دارن. خیلی ممنون
باسلام.
جناب آقای دکتر ،بنده از حدود۱۵سال قبل به کهکشانها،کرات و…زیاد فکر میکردم تا اینکه بعضی تصاویر(تصاویر ماهواره ای یا از ارتفاع..) به ذهنم خطور میکنه و باعث ترس شدید میشه طوریکه نمیتونم از خونه بیرون برم .از فضاهای باز میترسم یا اینکه تنها مثلا موقعی که خیابون رفت وآمد کمه واقعا بهم ترس دست میده و همچنین با ماشین بخوام برم مسافرت نمیتونم پشت فرمان بشینم میترسم.حقیقتا زندگیمو مختل کرده.ممنون میشم بنده رو راهنمایی بفرمایید
سلام
برای ریشه یابی مشکلات شما نیاز به مشاوره بالینی و گرفتن تست های روان شناختی می باشد تا بتوان تشخیص درست گذاشته شود ولی با توجه به گفته های شما ، برخی مشکلات از جمله فوبیای ارتفاع ، ترس از مرگ و … در شما دیده می شود که میتوانید برای درمان بصورت حضوری مراجعه نمایید.
آقای دکتر من مردی ۳۰ ساله و متاهل هستم ، از کودکی همیشه استرس داشتم ، من در ۱۳ سالگی پدر و در ۱۴ سالگی مادرمو از دست دادم ، من بچه ی آخر یه خونواده پر جمعیت بودم و وابستگی عاطفی شدیدی به مادرم داشتم ، همیشه ترس اینو داشتم که یه روزی پدر و مادرمو از دست بدم ، و گاهی شبها این ترس مانع خوابیدن من میشد ، زمان گدشت و حدود سال ۸۸ که دانشجو بودم متوجه یه سری مشکلات رفتاری در خودم شدم ، دیگه مثل قبل نمیتونستم در جمع صحبت کنم ، از اتوبوس و وسایل حمل و تقل عمومی ترس داشتم ، از آرایشگاه و دندانپزشکی و … ترس داشتم با اینکه به اجبار میتونستم سوار وسایل حمل و نقل عمومی بشم اما راحت نبودم ، سعی کردم با مطالعه در مورد روانشناسی مقداری از استرسم کم کنم یک بار هم به روانپزشک مراجعه کردم و ایشون در جلسه اول چند قلم قرص نوشتن که با مصرف اونها حالم بدتر شد و زمین گیر شدم ، قرصها رو دور انداختم و از فرداش با دیدن مستند راز سعی کردم به خودم انرژی مثبت بدم و مشکلاتم تموم بشه ، من در این مدت فوبیاهای مختلفی رو که قبلا نداشتم تجربه کردم ، جدیدترینش ترس از سوار شون به هواپیما و ترس از گیر کردن در محیط های تنگ مثل آسانسور هست و کماکان در مترو احساس خوبی ندارم ، استرس و فکرهای مزاحم هم مثل همیشه همراه منه ، من تحمل درمان دارویی رو ندارم و اصلا علاقه ای به درمان دارویی ندارم ، و از طرفی به روانشناسی اعتقاد قلبی دارم ، لطفا بنده رو راهنمایی کنید.ممنون.
سلام
ترس از محیط های بسته میتواند در هر محیط که فرد فوبیای آن را دارد اتفاق بی افتد ، برای مثال داخل آسانسور ، اتاق خواب و یا هواپیما اتفاق بی افتد . بنده یه مطالب گفته شده در راز اعتقاد ندارم و دلایل بنده را میتوانید در قسمت مصاحبه بنده با صدا و سیما که در قسمت فیلم های سایت نیز موجود می باشد ، مشاهده نمایید . دارو درمانی نمیتواند مشکلات اضطرابی را درمان کند و دارو تنها در نقش یک تسکین دهنده بوده و علایم بیماری را بصورت موقت از کاهش می دهد ولی خود بیماری را درمان نمی کند . پس لازم است که برای درمان به یک روانشناس بالینی متخصص در درمان اختلالات اضطرابی و وسواس مراجعه نمایید و اگر تمایل داشته باشید مبتوانید زیر نظر تیم تخصصی بنده نسبت به درمان مشکلات خود اقدام نمایید.
سلام آقای دکتر
من دیروز موقع رانندگی آینه بغلم برخورد کرد به دست یه بندی خدایی که داشت کنار خیابون راه می رفت . تو اون خیابون امکانش نبود ترمز کنم و عذر خواهی کنم ازشون ولی از دیروز تا حالا از فکرم بیرون نمیره خیلی دارم اذیت میشم.
همش تو ذهنمه که آسیبی زده باشم به ایشون و ذهنم بزرگنمایی می کنه اتفاقیکه افتاد رو و فکر می کنم اگه سعی کنم بی خیال بشم و بهش فکر نکنم آدم بدیم….
به نظر شما باید چی کار کنم؟
سلام
اتفاقات روزمره در زندگی تمام ما انسان ها رخ می دهد و بهتر است اگر چنین اتفاقی رخ دهد در همان زمان توقف کرده و از ایشان دلجویی می کردید . اگر این اتفاق در چند روز در ذهنتان مانده و زندگی عادی شما را دچار اختلال کرده باشد ، به معنای ریشه داشتن وسواس در شما بوده و شما برای درمان وسواس باید به یک روانشناس متخصص وسواس و اختلالات اضطرابی مراجعه نمایید .
با عرض سلام و خسته نباشبد خدمت شما دکتر عزیز.جناب اقای دکتر من۲۴ سالمه و دقیقا از سال۸۵ دچار وسواس فکری بسیار شدید بعد دیدن یک دختر که یکی از همبازی های دوران بچگیم بود شدم. وسواسم اینگونه بود که من همش فک میکردم هر طور شده باید با اون ازدواج کنمو یک حس اجباری مانندی بهم میگفت که تو ب اون علاقه داری در صورتی ک اصلا من ب اون دختر هیچ حسی نداشتم.این فکر و حس تا مدت های طولانی ب طور مداوم مداوم تو ذهنم بود.بعد از چند سال در کنار این فکر فکر های دگر وسواسی بصورت مقطعی در ذهنم می امد و میرفت مثلا ی مدت اینگونه بود ک اگر خانواده ازم سوالی را میپرسیدن من باید در هنگام جواب دادن بیش از بیست بار ان جواب را تکرار میکردم وهمش فکر میکردم که اگر کم تر از بیست بار جواب رو تکرار کنم اونا دقیق متوجه نمیشن.این فکر زیاد دوام نداشت تا این که چهار شنبه سوری امسال بعد از اینکه با برادر کوچکم چهار پنجا ترقه ترکاندیم .بعد حدود دو ساعت از این کار یک هو ی فکری ب ذهنم رسید که من یکی از ان ترقه ها را در جلوی چشمم ترکاندم و از ان جایی که باید هر کاری را دو مرتبه انجام بدهم یک فکر بسیار بسیار قدرتمند بهم میگه باید یک بار دگر ترقه ای را در جلوی چشم بترکانم .حالا من دچار یک استرس شدیدی شدم بطوری ک اگر ب حرف حسم گوش بدم چشم کور میشه و اگر بحرف ات گوش ندم ذهن و فکرم راضی نمیشه چون ان کار را دو بار باید انحام بدم تا ارام بشم.اقای دکتر من دگ امیدی برای خوب شدن ندارم.میخواخم صادقانه از شما بپرسم ایا راهی هست ک بطور کامل خوب بشوم؟ با تشکر.
سلام
شما دچار وسواس فکری اجبارگونه هستید. وسواس شما با انجام یکسری تکنیک های خاص این نوع وسواس قابل درمان بوده و میتوان بطور کامل درمان کرد. شما میتوانید برای رزرو وقت درمان با بنده از طریق پذیرش اقدام نمایید.
سلام آقای دکتر با عرض خسته نباشید خدمت شما عزیز گرامی.من تقریبا ۵ ماه هست که وسواس و ترس شدیدی نسبت به روز قیامت و مرگ پیدا کردم دیوانه کنندست به نظر شما قابل درمان هست یا نه؟شرایط مناسبی هم به دلیل اینکه سال کنکورم هست ندارم
سلام
وسواس فكري شما با انجام تكنيك هاي درماني بنده قابل درمان است . وسواس فكري را هر چه زودتر بايد جهت درمان اقدام كرد تا رشد نكرده و در شما ريشه نكند، لذا لطفا از طريق پذيرش وقت رزرو نماييد.
سلام
چند سالی میشه که خواب اروم ندارم شب ها با جیغ از خواب بلند میشم و تا چند دیقه هیچکس رو که طرفم میاد نمیشناسم هیچ قرص ارامبخشی اثر نداره رو این موضوع
و اینکه خیلی مسائل کوچیک و جزئی رو جدی میگیرم مثل گم شدن یه خودکار که باعث شده زندگی خیلی واسم سخت بشه هیچ جوره نمیتونم کنترل کنم این رفتارهارو
به همه بد بینم در همه مسائل
البته باید بگم که کودکی و نوجوانی سخت و پر استرسی داشتم که احساس میکنم این مسائل ریشه در اون داره
میشه لطفا راهنماییم کنید که چیکار میتونم بکنم
سلام
شما به سن تان اشاره نکردید که چند سال دارید . با توجه به موارد گفته شده توسط شما نمیتوان تشخیص گذاری کرد . نیاز است که شما بصورت حضوری مراجعه کنید تا از شما مشاوره بالینی و تست روان تحلیلی گرفته شود و مشکل شما ریشه یابی شده و نسبت به درمان آن اقدام گردد. در صورت تمایل جهت رزرو وقت از طریق پذیرش اقدام نمایید .
سلام اقاي دكتر. من ٢٧ ساله هستم من قبلا ترسي از هواپيما نداشتم فقط موقع بلند شدن كمي ميترسيدم ولي از ١ سال پيش كه براي زندگي به كيش اومديم و من مجبور شدم به دفعات زياد پرواز كنم ترسم زياد شد. جوري كه حملات شديد تنفسي بهم دست ميده از يك هفته قبل استرس دارم و تمام بدنم ميلرزه. به دنيال ترس از پرواز الان ترس از فضايي مثل تونل و غار هم پيدا كردم. ترر خدا كمكم كنيد من تهران نيستم
سلام
شما میتوانید برای درمان فوبیای ترس از پرواز هواپبما ، ترس از فضاهای بسته و تاریک مانند تونل و غار و فوبیاهای دیگر بصورت حضوری و یا تلفنی ( غیر حضوری ) وقت درمانی رزرو نمایید . برای اطلاعات بیشتر لطفا از طریق پذیرش اقدام نمایید .
با سلام
بنده ۴ سال با همسرم قبل ازدواج دوست بودم و بعد ازدواج کردم و اینکه دوسش داشتم و همه ی تلاشمو میکردم که بهش برسم و خودم پا پیش گذاشتم برای ازدواج ولی بعد عقد یه سری افکار اومد به سرم که آیا خانومم همونی هست که من میخوام ؟ خانوممو با دیگران مقایسه میکنم از نظر زیبایی و چیزهای دیگه در حالی که خودم همیشه این عقیده رو داشتم که شریک زندگی لزوما نباید زیبا باشه بلکه مهم اینکه تو دل طرف مقابل بشینه و واقعا هم خانومم تو دلم میشینه ولی وقتی درگیر این افکار میشم از زندگی لذت نمیبرم همش میگم تا آخر عمر باید با این وضعیت زندگی کنم ؟
در حالی که خودم میدونم این افکار اشتباه هستش و اینکه زیبایی نسبی هست و هیچ انسانی کامل نیست یکی ممکنه بسیار زیبا باشه ولی اخلاق نداشته باشه و…. حتی خود من هم ایراد دارم
و اینکه بنده چند سالی هست که وسواس فکری دارم و طبق مطالعاتی که داشتم فهمیدم که کمال گرایی از وسواس هستش
دوس دارم زندگی عادی داشته باشم کمکم کنین ممنون
سلام
همانطور که خودتان متوجه شدید شما دچار کمالگرایی و وسواس نسبت به انتخاب همسرتان هستید و احتمالا این وسواس در انتخاب سایر مسایل زندگی تان وجود دارد ولی چون زندگی شما را تحت تاثیر نگذاشته است ، شما نسبت به آن موارد بی تفاوت هستید . پیشنهاد میکنم برای حل مشکلات خود به یک روانشناس بالینی مراجعه نمایید تا ابتدا مشکلات شما ریشه یابی شده و سپس اقدام به رفع آن شود.
سلام اقای دکتر وقت بخیر دختری ۲۷ ساله هستم که حدود ۱۵ ساله وسواس کندن مو دارم و تا حدی که الان زندگی شخصیمو رو دچار اختلال کرده و متاسفانه تا الان هیچ روشی برای رفع این مشکل اثرگذار نبوده 🙁 برای حل این مشکل ایا راه حلی وجود دارد؟
با سلام و عرض ادب
آقای دکتر پسری هستم ۳۳ساله. از۱۹سالگی دچار فوبیای اجتماعی شدم.حدود ۲ سال بطور مداوم ترس شدیدی داشتم حتی شب ها با ترس شدیدی می خوابیدم و صبح ها هم اولین چیزی که احساس می کردم ترس بود در طول روز نیز به علت اینکه دانشجو بودم و باید دانشگاه می رفتم وضع ام بدتر می شد در این اثنی اعتماد به نفس ام از بین رفت و روابط اجتماعی ام مختل شد. بعد از مدتی به غیر از ترس دچار افسردگی نیز می شدم. در طول سال های بعد به غیر از فوبیا اجتماعی دچار استرس و اضطراب و نگرانی و دلشوره های بلند مدت و شدید می شدم. در حال حاظر نیز اگر قرص هایم رو مصرف کنم ترس و افسردگی و دلشوره تا ۷۰درصد بهتر می شوند ولی استرس و اضطرابم شاید ۲۰تا۳۰ درصد بهتر بشه که خیلی آزار دهنده است بخصوص در روابط اجتماعی. اما اگر قرص ها رو مصرف نکنم دچار سردرد، افسردگی، استرس، دلشوره، احساس خستگی، بی حالی و ضعف جسمی و روحی و ذهنی حتی بعد از بیدار شدن از خواب می شوم.بطوری که نه جسم ام نه ذهنم پتانسیل انجام کاری را ندارند.لطفا راهنمایی بفرمایید.
سلام
مشکل بازگشت علایم فوبیای شما عدم درمان ریشه ای آن می باشد. دارو تنها نقش تسکین دهنده دارد و با قطع آن فوبیا بازمیگردد. شما باید بصورت حضوری مراجعه کنید و فوبیای خود را بصورت قطعی و ریشه ای درمان کنید . برای درمان میتوانید از طریق پذیرش وقت رزرو نمایید .
سلام
من قبل عید پیش شما اومدم و در پنچ جلسه تا حدودی بهتر شدم و اضطراب و افکار منفی تا بطور معجزه اسا کنترل شدن ایا لازم هست من دوباره از تکنیک استفاده کنم تا به طور کل خنثی کنم این مشکل وسواس فکری رو؟
من شرایط اومدن به مطب رو ندارم متاسفانه
سلام
خوشحالم که وسواس شما بهبود پیدا کرده است. شما میتوانید تکنیک ها را در منزل تکرار نمایید تا وسواس های فکری تان کاهش و از بین برود . درصورتی که تمایل به راهنمایی ، مشاوره و انجام تکنیک ها زیر نظز بنده ، از راه دور را نیز داشتید ، میتوانید از طریق مشاوره تلفنی با بنده اقدام کنید . برای اطلاعات بیشتر با پذیرش تماس حاصل نمایید .
باسلام.
آقای دکتر ببخشید واقعا وسواس فکری ، فوبیا و…را بطور قطعی درمان میکنین؟یا بستگی به مریضش داره؟
سلام
بله ، اگر مراجع همکاری نماید و تکنیک های درمان وسواس گته شده را اجرا کند ، وسواس هایش یه مرور زمان کاهش یافته و سپس با از بین رفتن آن فرد وسواسی درمان می گردد .
با سلام
ایا وسواس فکری منجر به تحریک جنسی بیشت از حد میشود ؟
سلام
بله ، وسواس های فکری جنسی میتواند بسته به نوع فکر هم باعث افزایش بیش از حد میل جنسی شود و یا میتواند میل جنسی را از بین ببرد . در واقع هر رو شرایط امکان پذیر است.
ببخشید برای درمان وسواس فکری انجام تکنیک های خاص فقط توی مطب کافیه یا باید توی خونه هم اجرا بشه و تلاش شبانه روزی لازمه؟
سلام
تکنیک های درمان وسواس اگر زیر نظر درمانگر انجام گردد با کیفیت بهتری انجام می شود ، به همین دلیل است که تاکید می شود که بهتر است مراجع چند جلسه اول را بصورت حضوری آمده و نحوه انجام تکنیک را بدرستی آموزش ببینند . سپس فرد آموزش دیده در منزل در زمان تشدید وسواس فکری با استفاده از تکنیک های آموزش داده شده ی درمان وسواس، به مقابله و از بین بردن وسواس می پردازد.
با درود آقای دکتر.من پسر ۲۴ ساله هستم.چند سالی هست فکر میکنم دچار افسردگی شدم.حافظه ام ضعیف شد.حواسم پرت هست.تمرکز درست ندارم.احساس سنگینی و خستگی میکنم.از هر چیزی خوشحال نمیشم و فکر میکنم تنها سفر و رفتن از این کشور حالم رو بهتر میکنه.احساس میکنم زندانی هستم.هیچ شوق و انرژی ای برای روند تحصیلم در دانشگاه و درس ندارم.هتا هیچ احساس پریشانی ای که الان باید برای امتحانات پایان ترم داشته باشم ندارم.اصلا نمیتونم به درس فکر کنم و به شدت برای من خسته کننده شد.اگر اطرافیانم از من کاری بخوان نمیتونم انجام بدم مثلا دل و دماغ ندارم یک لیوان آب برای پدرم بیارم.از لحاظ وضعیت زندگی هم چالش هایی رو پشت سر گذاشتیم و شرایط سختی بود و در آن شرایط هم برای تسکین حالم به دوست دخترم تکیه کرده بودم که خیلی دوستش داشتم و هتا آن رابطه هم شکست خوردم و این اتفاق طی مدتی حالم رو برای بدتر شدن کمک کرد که تا به امروز شوقی برای زندگی کردن ندارم…خانواده هم درکی از حال من ندارند و زخم زبان های بسیار میخورم.گاهی میخواهم فرار کنم یا به این زندگی پایان بدم.سپاسگزارم از مهر شما
سلام
فرار و یا خودکشی نمیتواند راه کار این مشکلات باشد . هر یک از ما ، دارای مشکلات فراوانی در زندگی هستیم و همین مشکلات باعث استقامت ما در سایر مشکلات زندگی می شود و قدرت تحلیل و حل مشکلات آینده مان را خواهد داد . تفاوت کربن ( مغز مداد ) با الماس در چیست ؟ هر دو آنها کربن هستند ولی یکی مانند الماس تحت فشار و حرارت عمل آوری شده در نتیجه درخشان و گرانبهاست ولی دیگری در شرایط محیطی عمل آوری می شود و ارزان قسمت است . شما سعی کن تا الماس شوی . پیشنهاد بنده این است که از یک روانشناس بالینی برای مشاوره و حل مشکلات خود مشاوره بگیرید.
سپاسگزارم از وقتی که گذاشتید.دکتر خوب خودتون میتونید مشاوره بدید تا بهش مراجعه کنم؟در ضمن من مازندران هستم.
سلام دوباره
شما متوانید از روانشناسان بالینی شهرتان کمک بگیرید ، در صورتی که تمایل به مشاوره حضوری و یا تلفنی با بنده را دارید، میتوانید از طریق پذیرش اقدام به رزرو وقت مشاوره نمایید .
سلام اقای دکتر من قبلا ی مدت دچار ی سری وسواس های فکری شدم و خوب شدم و دوسال بود ک اون وسواس ها یادم میومد اصلا خندم میگیرف ک اون فکرای مسخره چی بود ،خداروشکر ک خوب شدم! اما الان دوباره اون افکار اومدن سراغم و کل زندگیم رو مختل کرده … نوبت گرفتم ک بیام پیشتون اما ی فکریم ک داره خیلی اذیتم میکنه اینه ک فک میکنم اصلا خوب نشم، و تا اخر عمر اینجوری بمونم .. چون من مادرمممم وسواس اجباری دارن ، نمیدونم چیکار کنم از بس افسرده ام ک حوصله ی هیچ کاریو ندارم و همه چیمو دارم از دست میدم
سلام
شما دو سال پیش وسواستان از یین نرفته بود و در شما وجود داشت ( اصطلاحا وسواس در شما خاموش بوده و از بین نرفته بود ) ، وسواس در شما ارثی بوده چراکه مادر شما نیز وسواس دارد و نشان می دهد که شما و سایر افراد خانوادتان مستعد داشتن وسواس را دارید . نگران نباشید ، با عزم شما و انجام تکنیک های خاص درمان وسواس بنده میتوانید وسواس زا ریشه کن کنید .
سلام آقای دکتربنده دوسال پیش وسواس داشتم وخوب شدم قرصام روکنارگزاشتم حالابخاطرمشکل حادی که برام پیش اومدخییلی گریه کردم ودوباره…اومدسراغم وقرصام روچندماهه شروع کردم ولی دوستداذم خوب شم..اینجوری زندگی سخت شده برام.
سلام زهرای عزیز
اول اینکه از مصرف خودسرانه داروهای روانپزشکی جدا اجتناب کنید. این داروها با توجه به مجموعه ای از شرایط روحی روانی خلقی و جسمانی شما زیر نظر یک روانپزشک تجویز میشه و مصرف خودراسه آنها میتونه در خلق و خو یا اعصاب و روان شما تاثیر منفی بگذارد
مورد بعدی این هست که دارو درمانی برای وسواس یک درمات قطعی نمی باشد بلکه به عنوان مکمل در کنار روان درمانی استفاده میشه چرا که تاثیر دارو درمانی صرفا به دوره مصرف دارو بر میگرده و در بلند مدت کارایی نداره
برای درمان قطعی وسواس لازم هست جلسات روان درمانی را زیر نظر یک روانشناس بالینی (نه روانپزشک) دنبال کنید
سلام اقای دکتر، من دختری ۲۲ ساله هستم. پر انرژی و شاد. سه سال پیش علائمی از وسواس فکری در خودم دیدم که باعث شد تمرکزم روی تحصیل خیلی کم بشه و توی جزئیات زندگی غرق شدم. قبلا یسری مشکلات داشتم، از عدم تقارن خیلی اذیت میشدم و توی مترو از حرکت و هر چیز نامتقارن سردرد و چشم درد میشدم، توی خونه هم چندبار پیش اومد که هر چیز نامتقارنی روبه روم بود اصلا نمتونستم کار کنم و به اجسام نگا کنم، میرفتم تو یه اتاق تاریک و چشمام رو میبستم.اما با تمرین های ذهنی حالم خیای خوب شد و این علائم رو چندین ماهه که اصلا ندارم،پیش یک روانپزشک هم رفتم و قرصی داد که متاسفانه اسمش یادم نیس اما گفتن تا ۹ ماه باید بخوری که اثر کنه و من بعد یک ماه ول کردم. اما تمرین هام کمک کننده بود. با این وجود مسلما این مشکل قطع کامل نشده و اضطراب های پنهانی درون خودم میبینم که تازگی بهشون پی بردم. مثل اضطراب برای کمبود فرصت و اینکه اونقد اهداف و ارزوهای زیادی دارم و میخام به همشون برسم که از شاخه های مختلف به هم میپرم، یسری افکار تکرارشونده هم همچنان دارم که البته منفی و خطرناک نیستن، مثلا مکالمه ای رو با خودم تکرار میکنم، یا مکالمه ای که اصلا نبوده رو با طرف مقابلم میسازم و حرف میزنم. یک مشکل دیگه هم که دارم اینه که همش فک میکنم یک چشمی از بیرون من رو میبینه حتی توی اتاق خالی باشم استرس دارم که شاید دوربین داره یا یکی منو به نحوی میبینه و من راحت نیستم. خودم رو از نگاه های بیرونی مورد قضاوت قرار میدم در حالی که ممکنه اصلا اونا فکری نکنن. این ها اصلی ترین مشکلات منه. به تمرین های ذهنی خیلی معتقدم اما دارو رو هم بی اثر نمیدونم، مطمئنم میتونم این مشکل رو ریشه کن کنم، نظر شما چیه اقای دکتر؟
سلام
دارو درمانی تنها می تواند روند درمان را سریع تر انجام دهد و دارو درمانی نمیتواند به تنهایی مشکل وسواس را از بین ببرد . بلکه نیاز است که با انجام تکنیک ها زیر نظر روانشناس بالینی متخصص در اختلالات اضطرابی و وسواس نسبت به درمان اقدام گردد.تمرینات شما خوب است ولی کافی نیست و چون شما شناخت کافی نسبت به مشکلات تان را ندارید نمیتوانید بصورت کامل وسواس را شکست دهید و این وسواس دوباره به سراغ شما خواهد آمد.طبق گفته هایتان شما کلکسیونی از انواع وسواس فکری را دارید و نیاز به مراجعه حضوری دارید تا بتوانیم با یک مشاوره بالینی مشکلات و وسواس های شما را ریشه یابی کرده و یک پروتکل درمانی را برایتان تهیه کنیم و با انجام مرحله به مرحله تکنیک ها بصورت ریشه ای درمان شوید.
سلام اقای دکتر اسماعیلی ازتون تشکر میکنم که اینقدر با صبوری به همه ما جواب میدی
جناب اقای دکتر من ۳۳ دارم و متاهل هستم و این وسواس فکری با اینکه متوجه شدم فقط وفقط اضطراب و افکار مزاحم اتوماتیک وار هستن و الان قرص اسنترا مصرف میکنم بازم اذیتم میکنه دکتر جریان از اینجا شروع میشه که من ۱۸ سال داشتم پیش برادرم بیمارستان عملش میکردن همراهش بود شب بعد از عمل پیش دادشم داشتم نمیدونم میوه میخوره یه کارمیخوری دستم بود که ی دفعه گفتم این چاقو رو نکنم تو شکشم برادرم همون لحظه کاردو پرت کردم و از ترس رفتم خوابیدم بعدش من اصلا همون لحظه بود فرداش که بیدار شدم کلا یادم رفته بود تا اینکه بعد از یه بار سه بار دیگه این افکار تو ذهنم میومد که نکنه من برم چاقو بردارم و به نزدیکام اسیبی برسون ولی ی لحظه بود و میرفت و ولی الان درست از مهر نود شش من ی دفعهه این افکار امد تو ذهنم که نکن من به شورم که خیلی دوستش هم دارم اسیبی برسون همش سعی میکردم که بهش بها ندم خودش بره ولی اینقدر این افکار زیاد شد که منو اضطراب وحشتناک میگرفت میگفتم الان دیوان میشم و یا کنترول خودمو از دست میدم و به نزدیکام با چاقو اسیبی میرسون خلاصه اول فقط چاقوهای بزرگ رو ورداشتم بدش همه چاقو ها رو برداشتم بازم فکرهای بد دیگه تا اینکه رفتم دکتر روانپزشک و بهم گفتش وسواس فکری داری حالا من اسنترا مصرف میکنم خیلی اضطرابم کاست شده ولی میخواهم ریشه ای خوب بشم میتوانم تلفنی باهاتون صحبتون و اینکه چرا اون موقعها که این افکار امد تو ذهنم میرفت ولی الان خودشو نشون داده دکتر هپنوتیز درمانی برای من خوبه ازتون ممنونم خواهشن زود جوابم رو بدید
سلام و تشکر از لطف شما
همانطور که خودتان اشاره داشتید شما وسواس فکری دارید و وسواس شما درمان نمی شود و تا زمانی که بصورت ریشه ای درمان نشود در زمان های مختلف یه ذهن شما خواهد آمد . اسنترا یکی از داروهایی می باشد که روانپزشکان برای کنترل وسواس تجویز می کنند . توجه داشته باشید که دارو درمانی راهکار درمان وسواس نبوده و تنها نقش تسکین دهنده و کمک کننده را در درمان وسواس دارد و نیاز است تا برای درمان ریشه ای و از بین بردن کامل وسواس از یک روانشناس بالینی و تکنیک های خاص درمان وسواس استفاده نمود.در رابطه با سوال دیگرتان ، هیپنوتیزم درمانی راه درمانی درستی برای درمان وسواس نیست و بنده از این روش استفاده نمیکنم. اگر مسیر شما دور باشد و نمیتوانید حتی یک جلسه بصورت حضوری نزد بنده مراجعه داشته باشد ، از طریق پذیزش نسبت به رزرو وقت مشاوره تلفنی با بنده اقدام نمایید .
اقای دکتر ضمن تبریک عید سعید فطر و سلامت شما ازتون تشکر میکنمم وحتما ی مشاوره تلفتی میگیرم
سلام اقای دکتر من ۲۰ سالمه و دچار وسواس فکری هستم
داستان از ۴ سال پیش شروع شد ک من بدون هیچ دلیلی افسردگی گرفتم و هیچ انگیزه و امیدی برای زندگی نداشتم و اون زمان من با یه دختر خانومی دوست بودم و خیلی بهشون علاقمند بودم ولی همش ی چیزی تو ذهنم میومد ک تو ب این علاقه نداری و باید ولش کنی و یا چشممم اتفاقی ب ی دختری تو خیابون میوفتاد احساس گناه میکردم ک میگفتم دیدی دوسش نداری تو ب ی نفر دگ نگاه کردی ،، دوسال از این موضوع گذشت و من خود ب خود خوب شدم و از اون دخترخانوم بنا ب دلایلی جدا شدم و تا الان ک دوسال از اون موضوع میگذره هیچ وسواسی نداشتم تا یکی دوماه پیش ک دوباره افسردگی شدید گرفتم و هیچ حسی به هیچی ندارم و دوباره وسواس فکری گرفتم ک ایا من کودک ازاری نکنم و یا نکنه من حیوان ازاری کنم و فکرای بده جنسی در مورد مادرم میاد تو ذهنم ک داره دیوونم میکنه وقتی این افکار میاد تو ذهنم انقدر اضطراب میگیرم ک حالم بد میشه… بنظر شما باید چیکار کنم؟.. و اینم بگم که بنده مادرم وسواس تمیزی دارن. خیلی ممنون
سلام
سوال شما یکبار پاسخ داده شده است و تکراری است .
باسلام.
جناب آقای دکتر ،بنده از حدود۱۵سال قبل به کهکشانها،کرات و…زیاد فکر میکردم تا اینکه بعضی تصاویر(تصاویر ماهواره ای یا از ارتفاع..) به ذهنم خطور میکنه و باعث ترس شدید میشه طوریکه نمیتونم از خونه بیرون برم .از فضاهای باز میترسم یا اینکه تنها مثلا موقعی که خیابون رفت وآمد کمه واقعا بهم ترس دست میده و همچنین با ماشین بخوام برم مسافرت نمیتونم پشت فرمان بشینم میترسم.حقیقتا زندگیمو مختل کرده.ممنون میشم بنده رو راهنمایی بفرمایید
سلام
برای ریشه یابی مشکلات شما نیاز به مشاوره بالینی و گرفتن تست های روان شناختی می باشد تا بتوان تشخیص درست گذاشته شود ولی با توجه به گفته های شما ، برخی مشکلات از جمله فوبیای ارتفاع ، ترس از مرگ و … در شما دیده می شود که میتوانید برای درمان بصورت حضوری مراجعه نمایید.
آقای دکتر من مردی ۳۰ ساله و متاهل هستم ، از کودکی همیشه استرس داشتم ، من در ۱۳ سالگی پدر و در ۱۴ سالگی مادرمو از دست دادم ، من بچه ی آخر یه خونواده پر جمعیت بودم و وابستگی عاطفی شدیدی به مادرم داشتم ، همیشه ترس اینو داشتم که یه روزی پدر و مادرمو از دست بدم ، و گاهی شبها این ترس مانع خوابیدن من میشد ، زمان گدشت و حدود سال ۸۸ که دانشجو بودم متوجه یه سری مشکلات رفتاری در خودم شدم ، دیگه مثل قبل نمیتونستم در جمع صحبت کنم ، از اتوبوس و وسایل حمل و تقل عمومی ترس داشتم ، از آرایشگاه و دندانپزشکی و … ترس داشتم با اینکه به اجبار میتونستم سوار وسایل حمل و نقل عمومی بشم اما راحت نبودم ، سعی کردم با مطالعه در مورد روانشناسی مقداری از استرسم کم کنم یک بار هم به روانپزشک مراجعه کردم و ایشون در جلسه اول چند قلم قرص نوشتن که با مصرف اونها حالم بدتر شد و زمین گیر شدم ، قرصها رو دور انداختم و از فرداش با دیدن مستند راز سعی کردم به خودم انرژی مثبت بدم و مشکلاتم تموم بشه ، من در این مدت فوبیاهای مختلفی رو که قبلا نداشتم تجربه کردم ، جدیدترینش ترس از سوار شون به هواپیما و ترس از گیر کردن در محیط های تنگ مثل آسانسور هست و کماکان در مترو احساس خوبی ندارم ، استرس و فکرهای مزاحم هم مثل همیشه همراه منه ، من تحمل درمان دارویی رو ندارم و اصلا علاقه ای به درمان دارویی ندارم ، و از طرفی به روانشناسی اعتقاد قلبی دارم ، لطفا بنده رو راهنمایی کنید.ممنون.
سلام
ترس از محیط های بسته میتواند در هر محیط که فرد فوبیای آن را دارد اتفاق بی افتد ، برای مثال داخل آسانسور ، اتاق خواب و یا هواپیما اتفاق بی افتد . بنده یه مطالب گفته شده در راز اعتقاد ندارم و دلایل بنده را میتوانید در قسمت مصاحبه بنده با صدا و سیما که در قسمت فیلم های سایت نیز موجود می باشد ، مشاهده نمایید . دارو درمانی نمیتواند مشکلات اضطرابی را درمان کند و دارو تنها در نقش یک تسکین دهنده بوده و علایم بیماری را بصورت موقت از کاهش می دهد ولی خود بیماری را درمان نمی کند . پس لازم است که برای درمان به یک روانشناس بالینی متخصص در درمان اختلالات اضطرابی و وسواس مراجعه نمایید و اگر تمایل داشته باشید مبتوانید زیر نظر تیم تخصصی بنده نسبت به درمان مشکلات خود اقدام نمایید.
سلام اقای دکتر .من هم وسواس فکری دارم و هم بسیار کمالگرا هستم .من برای هردو این مشکل ها میتونم برسم خدمتتون یا فقط برای وسواس ؟
سلام
یکی از علت های کمال طلبی میتواند وسواس باشد . در واقع شما با درمان وسواس مشکل کمال طلبی تان نیز رفع خواهد شد . تشریف بیاورید ، در خدمتتان هستیم .
سلام آقای دکتر
من دیروز موقع رانندگی آینه بغلم برخورد کرد به دست یه بندی خدایی که داشت کنار خیابون راه می رفت . تو اون خیابون امکانش نبود ترمز کنم و عذر خواهی کنم ازشون ولی از دیروز تا حالا از فکرم بیرون نمیره خیلی دارم اذیت میشم.
همش تو ذهنمه که آسیبی زده باشم به ایشون و ذهنم بزرگنمایی می کنه اتفاقیکه افتاد رو و فکر می کنم اگه سعی کنم بی خیال بشم و بهش فکر نکنم آدم بدیم….
به نظر شما باید چی کار کنم؟
سلام
اتفاقات روزمره در زندگی تمام ما انسان ها رخ می دهد و بهتر است اگر چنین اتفاقی رخ دهد در همان زمان توقف کرده و از ایشان دلجویی می کردید . اگر این اتفاق در چند روز در ذهنتان مانده و زندگی عادی شما را دچار اختلال کرده باشد ، به معنای ریشه داشتن وسواس در شما بوده و شما برای درمان وسواس باید به یک روانشناس متخصص وسواس و اختلالات اضطرابی مراجعه نمایید .
با عرض سلام و خسته نباشبد خدمت شما دکتر عزیز.جناب اقای دکتر من۲۴ سالمه و دقیقا از سال۸۵ دچار وسواس فکری بسیار شدید بعد دیدن یک دختر که یکی از همبازی های دوران بچگیم بود شدم. وسواسم اینگونه بود که من همش فک میکردم هر طور شده باید با اون ازدواج کنمو یک حس اجباری مانندی بهم میگفت که تو ب اون علاقه داری در صورتی ک اصلا من ب اون دختر هیچ حسی نداشتم.این فکر و حس تا مدت های طولانی ب طور مداوم مداوم تو ذهنم بود.بعد از چند سال در کنار این فکر فکر های دگر وسواسی بصورت مقطعی در ذهنم می امد و میرفت مثلا ی مدت اینگونه بود ک اگر خانواده ازم سوالی را میپرسیدن من باید در هنگام جواب دادن بیش از بیست بار ان جواب را تکرار میکردم وهمش فکر میکردم که اگر کم تر از بیست بار جواب رو تکرار کنم اونا دقیق متوجه نمیشن.این فکر زیاد دوام نداشت تا این که چهار شنبه سوری امسال بعد از اینکه با برادر کوچکم چهار پنجا ترقه ترکاندیم .بعد حدود دو ساعت از این کار یک هو ی فکری ب ذهنم رسید که من یکی از ان ترقه ها را در جلوی چشمم ترکاندم و از ان جایی که باید هر کاری را دو مرتبه انجام بدهم یک فکر بسیار بسیار قدرتمند بهم میگه باید یک بار دگر ترقه ای را در جلوی چشم بترکانم .حالا من دچار یک استرس شدیدی شدم بطوری ک اگر ب حرف حسم گوش بدم چشم کور میشه و اگر بحرف ات گوش ندم ذهن و فکرم راضی نمیشه چون ان کار را دو بار باید انحام بدم تا ارام بشم.اقای دکتر من دگ امیدی برای خوب شدن ندارم.میخواخم صادقانه از شما بپرسم ایا راهی هست ک بطور کامل خوب بشوم؟ با تشکر.
سلام
شما دچار وسواس فکری اجبارگونه هستید. وسواس شما با انجام یکسری تکنیک های خاص این نوع وسواس قابل درمان بوده و میتوان بطور کامل درمان کرد. شما میتوانید برای رزرو وقت درمان با بنده از طریق پذیرش اقدام نمایید.
سلام آقای دکتر با عرض خسته نباشید خدمت شما عزیز گرامی.من تقریبا ۵ ماه هست که وسواس و ترس شدیدی نسبت به روز قیامت و مرگ پیدا کردم دیوانه کنندست به نظر شما قابل درمان هست یا نه؟شرایط مناسبی هم به دلیل اینکه سال کنکورم هست ندارم
سلام
وسواس فكري شما با انجام تكنيك هاي درماني بنده قابل درمان است . وسواس فكري را هر چه زودتر بايد جهت درمان اقدام كرد تا رشد نكرده و در شما ريشه نكند، لذا لطفا از طريق پذيرش وقت رزرو نماييد.
سلام
چند سالی میشه که خواب اروم ندارم شب ها با جیغ از خواب بلند میشم و تا چند دیقه هیچکس رو که طرفم میاد نمیشناسم هیچ قرص ارامبخشی اثر نداره رو این موضوع
و اینکه خیلی مسائل کوچیک و جزئی رو جدی میگیرم مثل گم شدن یه خودکار که باعث شده زندگی خیلی واسم سخت بشه هیچ جوره نمیتونم کنترل کنم این رفتارهارو
به همه بد بینم در همه مسائل
البته باید بگم که کودکی و نوجوانی سخت و پر استرسی داشتم که احساس میکنم این مسائل ریشه در اون داره
میشه لطفا راهنماییم کنید که چیکار میتونم بکنم
سلام
شما به سن تان اشاره نکردید که چند سال دارید . با توجه به موارد گفته شده توسط شما نمیتوان تشخیص گذاری کرد . نیاز است که شما بصورت حضوری مراجعه کنید تا از شما مشاوره بالینی و تست روان تحلیلی گرفته شود و مشکل شما ریشه یابی شده و نسبت به درمان آن اقدام گردد. در صورت تمایل جهت رزرو وقت از طریق پذیرش اقدام نمایید .
سلام اقاي دكتر. من ٢٧ ساله هستم من قبلا ترسي از هواپيما نداشتم فقط موقع بلند شدن كمي ميترسيدم ولي از ١ سال پيش كه براي زندگي به كيش اومديم و من مجبور شدم به دفعات زياد پرواز كنم ترسم زياد شد. جوري كه حملات شديد تنفسي بهم دست ميده از يك هفته قبل استرس دارم و تمام بدنم ميلرزه. به دنيال ترس از پرواز الان ترس از فضايي مثل تونل و غار هم پيدا كردم. ترر خدا كمكم كنيد من تهران نيستم
سلام
شما میتوانید برای درمان فوبیای ترس از پرواز هواپبما ، ترس از فضاهای بسته و تاریک مانند تونل و غار و فوبیاهای دیگر بصورت حضوری و یا تلفنی ( غیر حضوری ) وقت درمانی رزرو نمایید . برای اطلاعات بیشتر لطفا از طریق پذیرش اقدام نمایید .
با سلام
بنده ۴ سال با همسرم قبل ازدواج دوست بودم و بعد ازدواج کردم و اینکه دوسش داشتم و همه ی تلاشمو میکردم که بهش برسم و خودم پا پیش گذاشتم برای ازدواج ولی بعد عقد یه سری افکار اومد به سرم که آیا خانومم همونی هست که من میخوام ؟ خانوممو با دیگران مقایسه میکنم از نظر زیبایی و چیزهای دیگه در حالی که خودم همیشه این عقیده رو داشتم که شریک زندگی لزوما نباید زیبا باشه بلکه مهم اینکه تو دل طرف مقابل بشینه و واقعا هم خانومم تو دلم میشینه ولی وقتی درگیر این افکار میشم از زندگی لذت نمیبرم همش میگم تا آخر عمر باید با این وضعیت زندگی کنم ؟
در حالی که خودم میدونم این افکار اشتباه هستش و اینکه زیبایی نسبی هست و هیچ انسانی کامل نیست یکی ممکنه بسیار زیبا باشه ولی اخلاق نداشته باشه و…. حتی خود من هم ایراد دارم
و اینکه بنده چند سالی هست که وسواس فکری دارم و طبق مطالعاتی که داشتم فهمیدم که کمال گرایی از وسواس هستش
دوس دارم زندگی عادی داشته باشم کمکم کنین ممنون
سلام
همانطور که خودتان متوجه شدید شما دچار کمالگرایی و وسواس نسبت به انتخاب همسرتان هستید و احتمالا این وسواس در انتخاب سایر مسایل زندگی تان وجود دارد ولی چون زندگی شما را تحت تاثیر نگذاشته است ، شما نسبت به آن موارد بی تفاوت هستید . پیشنهاد میکنم برای حل مشکلات خود به یک روانشناس بالینی مراجعه نمایید تا ابتدا مشکلات شما ریشه یابی شده و سپس اقدام به رفع آن شود.
سلام اقای دکتر وقت بخیر دختری ۲۷ ساله هستم که حدود ۱۵ ساله وسواس کندن مو دارم و تا حدی که الان زندگی شخصیمو رو دچار اختلال کرده و متاسفانه تا الان هیچ روشی برای رفع این مشکل اثرگذار نبوده 🙁 برای حل این مشکل ایا راه حلی وجود دارد؟
سلام ، بله وسواس موکنی شما بصورت قطعی و ریشه ای قابل درمان است . لطفا از طریق پذیرش وقت درمانی رزرو نمایید .
با سلام و عرض ادب
آقای دکتر پسری هستم ۳۳ساله. از۱۹سالگی دچار فوبیای اجتماعی شدم.حدود ۲ سال بطور مداوم ترس شدیدی داشتم حتی شب ها با ترس شدیدی می خوابیدم و صبح ها هم اولین چیزی که احساس می کردم ترس بود در طول روز نیز به علت اینکه دانشجو بودم و باید دانشگاه می رفتم وضع ام بدتر می شد در این اثنی اعتماد به نفس ام از بین رفت و روابط اجتماعی ام مختل شد. بعد از مدتی به غیر از ترس دچار افسردگی نیز می شدم. در طول سال های بعد به غیر از فوبیا اجتماعی دچار استرس و اضطراب و نگرانی و دلشوره های بلند مدت و شدید می شدم. در حال حاظر نیز اگر قرص هایم رو مصرف کنم ترس و افسردگی و دلشوره تا ۷۰درصد بهتر می شوند ولی استرس و اضطرابم شاید ۲۰تا۳۰ درصد بهتر بشه که خیلی آزار دهنده است بخصوص در روابط اجتماعی. اما اگر قرص ها رو مصرف نکنم دچار سردرد، افسردگی، استرس، دلشوره، احساس خستگی، بی حالی و ضعف جسمی و روحی و ذهنی حتی بعد از بیدار شدن از خواب می شوم.بطوری که نه جسم ام نه ذهنم پتانسیل انجام کاری را ندارند.لطفا راهنمایی بفرمایید.
سلام
مشکل بازگشت علایم فوبیای شما عدم درمان ریشه ای آن می باشد. دارو تنها نقش تسکین دهنده دارد و با قطع آن فوبیا بازمیگردد. شما باید بصورت حضوری مراجعه کنید و فوبیای خود را بصورت قطعی و ریشه ای درمان کنید . برای درمان میتوانید از طریق پذیرش وقت رزرو نمایید .